خاطرات و تألمات پلنگ مجرد
یادگاری / برای / سه بوسه در دیماه
بر آن شدم که وبلاگ را بدین
شیوه سامان دهم. امید که بهتر شده باشد اسطوره ی دولت / ارنست کاسیرر / یدالله موقن / هرمس /
چاپ دوم 1382 / 472صفحه 1 - فکر کردن به ایده، فکر کردن به وجود
ایده موجب وجود ایده در متن می شود. در راستای ایده حرکت کردن یا مسیر خلاف آن را
رفتن، هر دو، افتادن در دام ساختار است. تنها راه، شاید، نیاندیشیدن به آن باشد تا
در این راه، شاید، ساختار های ناخودآگاه (اوج و فرود) وارد عمل نشوند و متن
ساختاری نشود. 2 - اما تکمیل یک متن در چند مرحله، تکمیل
به دست چند مولف، به ناچار راه به سمت ساختار می برد. که هر مولف سعی دارد راه
مولف قبل را ادامه دهد و متن را در راستای ایده اصلی پیش ببرد. پس ساختار، حتی اگر
در آغاز نبوده، ایجاد خواهد شد. ادیان نمونه موثق این نظرند. 3 -ذهن ریاضی، اگر نه در مفهوم کامل و امروزی خودش، دست کم
در شکل استدلال و استقرا در اساطیر و آیین های بشر فعال بوده. از قیاس بین رویش و
زایش و در نتیجه زن دانستن زمین، تا نقش نگاره هایی که در آن گندم از زهدان زن می
روید، مثال بر این قیاس و استدلالند. بشر در تعریف پدیده ها برای خودش ناچار شد
«خود» را در کائنات گسترش دهد. روح انسانی را به سنگها و گیاهان نسبت دهد (آنی
میسم) و خدایان را با صورت انسانی تصور کند. گرچه در توجیه آن راه معکوس را پی
گرفت و ادعا کرد که خدایان انسان را به مانند خود آفریدند (یونان، بابل، مصر،
تورات). اگر آیین را مجموعه افکار و اعمال منتج و متناسب با آنها که رنگی مذهبی و
توجیهی در مقابل پدیده ها دارد بدانیم، می توانیم برای آن، مراحل تکمیل، قائل
شویم. چرا که انسان در برخورد با هر پدیده و مورد جدید، به توجیهی جدید دست زده که
خود بخشی از آیین شده، و این توجیه جدید، این اسطوره جدید لزوما همسان و در راستای
باورهای قدیم آن قوم بوده. توجیه جدید نمی توانسته در تقابل با باورهای قبل باشد و
در کنار آنها سازمانی یکدست تشکیل می داده. بدین سیاق می توان ردپای ذهن ساختاری
را در ادیان جستجو کرد. 4 - عدد صرفا در یک رشته اعداد معنی پیدا
می کند (کاسیرر). بدون وجود یک زنجیره، عدد در حد یک کلمه بدون «ما به ازا» تنزل
خواهد کرد (حاتم نژاد). با داشتن یک عدد و جمع آن با عدد یک (1) می توانیم عدد
بعدی را بسازیم و حتی اعداد بعد از آن را حدس بزنیم. اما ذهن ساختاری در این حد
بسنده نکرده. با ربط دادن و ایجاد تناظر بین اعداد و حروف، به ساختن علمی جدید دست
زده: علم الحروف. و در ادامه ی آن تاروت و جفر و رمل را ساخته. 5 - اعتقاد به وجود عالم جدای این دنیا
اعتقادی ریشه دار است. این اعتقاد همراه با ارزش گذاری بین بالا و پایین، باعث شده
که آن عالم را در بالا و در آسمان و آسمانی بدانیم. میل به بازگشت به این دنیای
برتر موجب شد که در باورهای اقوام مختلف و در متون گوناگون تصویری از ستون رو به
بالا (مصر) و نردبان بلند تا آسمان (تورات) و درخت بلندی که تا عالم بالا ادامه
دارد خلق شود. درخت کیهانی یا درخت حیات، که در باور شمن ها و بت پرستان و یهودیان
و مسیحیان وجود دارد، نماد ایده ی مخالف است. نماد روشنی در دل تیرگی، زندگی در
دنیای فانی، نرینگی در عالم مادینه و دین در جامعه کفرآمیز است. وجود قطب مادینه
در بدن مرد، وجود لکه ی سیاه در دل سفیدی و وجود درخت مرگ در مرکز بهشت جاودانه و
درخت حیات در این دنیای فانی. و تمرکز آن در یک نقطه ایجاد کننده ساختار دوگانه و
تقابلی ست. به اعتقاد عامیانه ی مسیحی، عیسی در همان نقطه ای به صلیب شد که آدم
خلق شده بود. درخت حیات نشانه ی تمرکز تمام آن ایده هایی ست که از بستر جامعه
زدوده شده اند. وقتی دنیا از دیانت فاصله گرفته باشد می توان گروه اندک اما بسیار
معتقد مذهبی را یافت. بنیادگرایی صرفا در جهانی دور شده از مذهب معنا می یابد. 6 - بدین معنا، ساختار امری ناخودآگاه است حسی
درم بیدار می کند شبیه... نمی دانم شبیه چی. ولش. دوستش دارم. همین! حاشیه:
بر آنم که وبلاگ دیگرم «اسطوره ی ددالوس» را غیرفعال نگه دارم. اصلا حس نوشتن
نیست. همین یکی هم مدتهاست به روز نشده. «لذا» مطالب اسطوره شناسی و از این قبیل
را هم در همین وب می نویسم.
![]()
کتاب "اسطوره دولت" بیشک یکی از مهمترین کتابهایی است که درباره
چگونگی ظهور ناگهانی اسطوره و تبدیل شدن آن به ابزار در جوامع توتالیتر بحث میکند.
ارنست کاسیرر این کتاب را در نخستین سالهای پایان جنگ جهانی دوم منتشر کرده است.
به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران پس از شوکی که ویرانیها، کشتار و نابودیهای
اقتصادی جنگ جهانی دوم و فاشیسم به حداقل نیمی از کره زمین وارد آورد، به وی وارد
شد و کاسیرر تلاش کرد این شوک را در این کتاب بازتاب دهد. کاسیرر در ابتدا اسطوره
را برخواسته از دیدگاههای مذهبی میدید اما پس از پایان دوران ذکره شده در نظریه
خود تغییری ایجاد کرد و معتقد شد که عقب نشینی عقل و منطق در نظامهای سیاسی و
اجتماعی زمینه را برای بیدار کردن غول اسطوره مهیا میکند و این میتواند به سرعت به
ابزاری برای ظهور و تدوام نظامهای استبدادی منجر شود. کاسیرر در کتاب اسطوره دولت
به تفسیر و تبیین جایگاه اسطوره در نظامهای سیاسی میپردازد که در نهایت آن را به
عصر نازیسم که خود در آن میزیسته خاتمه میدهد. با این حال میتوان گفت، کتاب
اسطوره دولت از جنبههایی ادامه کتاب "فلسفه روشنگرى" است و از لحاظى
دنباله جلد دوم، فلسفه صورت هاى سبمليک : انديشه اسطوره اى" است
***
اسطوره را نتیجه ی فعالیت ناآگاه و محصول تخیل آزاد توصیف کرده اند. اما در این جا
اسطوره هایی می یابیم که طبق نقشه ساخته و پرداخته شده اند. اسطوره های سیاسی جدید
آزادانه رشد نمی کنند. بل که مصنوعاتی هستند که به دست صنعت گرانی ماهر و زیرک
ساخته شده اند. (ص ۴۰۵، ترجمه ی یدالله موقن)
و زیر همین بند، مایکل کرویز نوشته است:
تکنیکِ اسطوره شامل چهار بخش است که همه ی آن ها در خدمت هدف واحدی قرار می گیرند
که عبارت است از منع داشتن اندیشه ای مستقل و منع بحث انتقادی. این تکنیک ها از
این قراراند:
۱) دست کاری زبان به گونه ای که مانع تفاهم و ارتباط شود یا لااقل ارتباط را محدود
کند.
۲) مناسکی کردن اعمال تا مرز میان زندگی خصوصی و عمومی از میان برود.
۳) از میان بردن همه ی ارزش های ایده آل و نشاندن تصاویر ملموس نیک و بد...
۴) تفسیر مجدد زمان و تاریخ به منزله ی سرنوشت...
خلاصه ی آرای کاسیرر و کرویز این است که، برای به وجود آمدن حکومت آشفته و مستبد،
زبان و آیین هایی لازم است تا حریم فردی تبدیل به مصالح عمومی شود. چرا که، مصالح
یا منافع عمومی زیر چیرگی آیین ها و ایده آل های نو قابل کنترل می شوند، اما تحدید
آزادی های فردی با دشواری های زیادی همراه است. آیین های متداولِ مشکل زا به نام
خرافه حذف می شوند و به رنگ آیین های نو درمی آیند. این آیین ها مردم را از عقاید
کهنه و خرافه به سوی عقاید نو می کشند تا مردم به تک صدایی یا همان وحدت منتظم
برسند. این آیین ها رنگ و بوی همه گونه چند صدایی را از بین می برد: صداهایی که از
حنجره ی فرد می تراود. صداهای احیانا مخالف با دیدن آیین های ترویج یافتهو تحت
زبان و واژه های نوآیین به صدایی هماهنگ تبدیل می شود. صفحات سفید تاریخ مربوط به
همین تقدیرگرایی اسطوره ای ست، صفحاتی که هیچ نیروی متضاد و ناهماهنگی در آن دیده
نمی شود، و نه صدایی فردی. به تعبیر خودِ کاسیرر، قرون وسطا از نظر این گونه
هماهنگی زبانی و نظری بی نظیر است.
قرون سیاهی که صدایی جز صدای چوپانان که گوسفندان خود را راهنمایی می کنند شنیده
نمی شود. جامعه ای بدون نیروهای در برگیرنده، چند صدا و واقعی جامعه ای بی تحرک و
تقدیرگراست. افرادی که در سیطره ی آیین های روزمره اند سرنوشتی عمومی را انتظار می
کشند. ماهیت «سرنوشت عمومی» در درجه ی آسیب پذیری یک سان برای همه ی افراد است، چه
مخالف و چه موافق. مناسک مردم را به نمایش عمومی از فضاهای یک سان دعوت می کند و
در این نمایش همگانی سرنوشت جامعه نشان داده می شود: همه از این دنیای پَست در حال
گذریم. همه می آموزند که هویت فرهنگی و تاریخی شان چه گونه باید باشد. تمرکز همه
باید به یک چیز باشد: یک امر واحد و بسیار کلی.
امری به غایت انتزاعی که قابل مشاجره و بحث نباشد. همه یک زبان باید یک چیز را
بخواهند. جامعه ی ایده آل و اسطوره ای جامعه ای ست که «امر کلی» در بین مردم جا
باز کند: امری که پیروی از آن بی چون و چراست. ماهیت فرد در این آیین ها به سرنوشت
همگانی مانند می شود. فرد بی اختیار در امر جامعه ی مقدر دست به کار می شود: جامعه
ای که از درون تهی ست ولی ظاهری با فراست و شیک داراست.
آیین های نو ساخته از روح فردی بری اند و در عوض سرشار از تجلی های گروهی هستند.
نسبتی با امور واقعی و نیروهای متضاد نداشته و پیوندی با تاریخ و فرهنگ مردم هم
ندارند. آیین هایی که این گونه شبیه سازی می سازند به قصد تزیین فرهنگ و روابط
اجتماعی مردم به آدابی دل بخواهی ست. سفت و سخت شدن آیین ها نشان از حکومتی شدن اش
دارد. آموزش نحوه ی برپا کردن مناسک و عزاداری ها برای رسیدن به وحدت رویه است.
همواره مردم به درست عمل کردن به مناسک مذهبی دعوت می شوند. بدین ترتیب، بخش نامه
های دولتی جای بزرگی در تنظیم آیین ها می یابند.
کاسیرر به کتابی اشاره می کند که در آن فرهنگ و واژه های مورد استفاده ی آلمان
نازی چه گونه استفاده می شد.
این واژه ها در مقاصد و اهداف همان امر کلی و انتزاعی آرایش یافته بودند. واژه ها
اوراق تاریخ و ادبیات چندین ساله را به سود آیین ها و مناسک تازه تأسیس تغییر می
دهند و ریشه ی چندین ساله را با اجتماعی از انسان های بی هویت می خشکاند. نقش واژه
ها در واقع ایجاد فرهنگ و تاریخی دل بخواهی ست تا تقدیرگرایی را نهادینه سازد.
زبان مشترک همه از واژه های انتزاعی و ناسودمند تشکیل یافته بود. آثار هنری و
فرهنگی زیر چنبره ی چنین زبان مشترکی غیر قابل فهم می شود و انزوای کامل این آثار
را رقم می زند. و در غیر این صورت، او بایست از سرچشمه ی آن آب ناگوار بنوشد تا با
زبان مردم اش همراه شود.
زبان مشترک و آیین ها و نمایش های عمومی سرنوشت همه را به هم دیگر می پیوندد و
بدین ترتیب، وحدتی بی نظیر از افراد شکل می گیرد. سیاست در پرتو فرهنگ، و فرهنگ در
پرتو اسطوره به زبانی مشترک می انجامد که همه چیز همه چیز را می رساند و همه چیز
با همه چیز پیوند می یابد.
تفاوت اسطوره های ساخته و پرداخته (آن گونه که کاسیرر می گوید) با آن چه که جهان
ذهنی افراد از اسطوره ها رسم می کند در ساختار آن نهفته است. اما با پاک شدن ذهن
مردم از فرهنگ و تاریخ خویش اسطوره ی چارچوب بر صدر می نشیند تا پندار همه را به
یک سان نقش زند. مردمی که در مناسک و همایش های نمایشی گرد می آیند خوراکی از پیش
آماده و مقدر را می چشند و به بازتولید آن می پردازند. هر رویدادی با تعبیری
استعاری و تمثیلی تعبیر می شود ولی هیچ حسی از واقعی بودن و قابل لمس بودن اش
ندارد.
بدین ترتیب، مردم همه چیز را در پرتو استعاره ها و نمادهای «امر کلی» مشاهده می
کنند. هر رویدادی به طرز معجزه آسایی با دیگری پیوند دارد و اسباب علمی کاربردی
محدود و بی مصرف می یابد. هم چنان که نظریه ی نسبیت آینشتاین هیچ کاربرد علمی در
آلمان نازی و شوروی کمونیست نداشت. هر کدام از این ها تعابیر عجیب و غریبی از یک
نظریه ی علمی داشتند که همه ی دانشمندان نیز می بایست از آن پیروی می کردند.
ویگوتسکی روان شناس شهیر شوروی با آن که محدودیت کامل با نظریات علمی جهان داشت
پیوند خیلی نزدیکی با نظریات ژان پیاژه یافته بود: زمانی که ویگوتسکی زندگی خود را
سپری کرده بود و پیاژه از این که با نظریات او پیش از این آشنا نشده بود افسوس می
خورد. این است که همه چیز به همه چیز پیوند می یابد و زبان مشترک، همه ی مردم را
تقدیرگرا بار می آورد.
***
ارنست کاسیرر فیلسوف فرهنگ
http://www.mahmag.org/farsi/philostudies.php?itemid=1395
(کاسیرر در ویکی پدیا (انگلیسی
http://en.wikipedia.org/wiki/Ernst_Cassirer
نقش اسطوره و تکنولوژی در ظهور توتالیتاریسم از دیدگاه
کاسیرر
http://www.mahmag.org/farsi/philostudies.php?itemid=1346
حاشیه: عاشق موسیقی بلاگم شده ام. از صبح که بیدار شده ام تا الان
هنوز دارد می نوازد! تقریبا یک ساعت شده


