تبليغاتX
ایکاروس

 

نارنج نام مقدسی ست که بر من می نهند / بی قدوم و تبرک (حمید!) / بالاکشیده شلوار تا سینه (کلیشه ی همیشه ی حماقت) / تا روی سینه ام ردی نیست، بیخود نگرد / قدت به درد نمی رسد و مابقی / خویشتن داری ام اینگونه نشان حماقت شد

(این قصه را شما می دانید و بس)

 

 

!! نوشته شده توسط ایکاروس | 23:50 | جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 •

 

من خیابان منحصر به فردی هستم / یعنی اینگونگی به شخص من منحصر است / یعنی تکم / عرض می کردم: من خیابان منحصر به فردی هستم / سر و ته ندارم / وسطم / غروب به غروب ایستگاه تاکسی لقمه ی چپم می شود و دخترکان مدرسه ای پی نگاه هیزی می گردند که از عجب زاویه ای زاغ سیاه چوب می زند / هر صبح به صدای جاروی رفتگر گوش می دهم و دخل شب قبل را می شمرم (می خواهم فلزیاب بخرم)

سوال: این ترافیک کی تمام می شود؟ دستشویی دارم

 

 

!! نوشته شده توسط ایکاروس | 9:33 | یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 •

.

 

سوراخ چادر این کولی ربطی به بهار ندارد / لمس بی غرض آینه که ترک هم دارد / اندیشیدن به بو و ترنم / احساس یاس جمعه غروب / فکر بُعدی بی بَعد

من مردانگی بی رمه ام / آرنج ربطی به من ندارد / تنها صدا دارم و جایی برای فرار (فکر هم بلدم بکنم و چند چیز دیگر) / حالا بیا تقصیر را به گردن من بیانداز / من گفته بودم بچه نمی خواهم (راستی چادرت سوراخ است)

 

 

!! نوشته شده توسط ایکاروس | 15:32 | چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 •

شروع

 

شروع می کنم

 

!! نوشته شده توسط ایکاروس | 14:55 | چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 •