
تصویر هیچ ربطی به متن ندارد چون قضیه ی اوراشیماست. ماهیگیری که یک روز در تورش لاک پشتی دید و دلش سوخت و رهایش کرد. دیرتر دختری زیبا در ساحل دید که می گفت من همان لاک پشتم که آزاد کردی. من دختر شاه اژدهایم. و ماهیگیر را به دریا برد و با او ازدواج کرد. مدتی بودند و بعد اوراشیما قصد منزل کرد. دختر او را نهی کرد و در آخر صندوقچه ای به او داد و گفت بازش نکن. اوراشیما از دریا به ساحل رفت. دید همه جا بیگانه است. سراغ خانه ی پدر و مادرش را گرفت. کسی نمی شناخت. در آخر به پیرمردی برخورد که داستانی می گفت از ماهیگیر جوانی به نام اوراشیما که چهارصد سال قبل در دریا غرق شده بود. اوراشیما حیرت زده به ساحل رفت. گفت کلید این معما در این جعبه است. و جعبه را گشود. مثل بادی که ناگهان بوزد، سالهای عمر اوراشیما از درون صندوقچه بیرون آمدند و بر پیکرش نشستند. روز بعد اهالی در ساحل پیکر پیرمرد فرتوتی را پیدا کردند که صندوقچه ای کنار افتاده بود. اما این تصویر در نهایت هیچ ربطی به متن ندارد.
متن:
دلم می خاست بال داشتم
اگر واقعا باید بمیرم خوب... می میرم. مشکلی نیست.
من از مرگ نمی ترسم. از درد می ترسم
هیچ وقت دوستت نداشتم.
gay (سه ایده)
من پیپ می کشم. با همین پیپ شروع کرده ام. و پیپ می کشم. علاقه ای به نرمی قلیان و راحتی سیگار ندارم. من پیپ می کشم.
دوستانی دارم. یکی معتاد است. دیگری معتاد است و بعدی هم معتاد. هرسه معتادند. هر روز عصر روی ایوان می نشینیم. رو به شلوغی تعطیلی مدارس. دخترک های مدرسه ای را دید می زنیم و به احتیاجاتمان می رسیم. من پیپ می کشم. یکی قلیان چاق می کند و دیگری توتون سیگارش را خالی می کند و بعدی هم را نمی دانم. همیشه پشت سرم می نشیند و به احتیاجاتش می رسد. این یک حدس است.
پیپ را که به لب می گذارم از لبه ی ایوان از لای نرده ها به دخترک های مدرسه ای که می گذرند نگاه می کنم. سعی می کنم از پشت کیف و از لای گشادی مانتو طرح اندامشان را حدس بزنم. سعی می کنم از پشت مقنعه و کثیفی ترشک آلود صورت ها زیبارویان فردا را پیدا کنم.
پیپم را به لب می گذارم. پیدا کردن زیبارویان فردا سخت است. یکی را انتخاب می کنم. موی صورت را برمی دارم. قدی بلند و کمری باریک بهش می دهم. دستان کشیده اش را بر زانوهام می گذارد و سر خم می کند. دیگری پیپم را بر لب می گذارد و با قوسی به کمر کنارم می نشیند.
دود خوش طعم را می بلعم و سرم را نزدیک می برم.
بعدی هم از پشتم سرفه می زند.



